به گزارش پایگاه خبری پیام خانواده؛ کودکی که تا چند سال پیش بخش مهمی از دنیای خود را از خانواده، مدرسه و دوستانش میآموخت، امروز با یک جهان تازه نیز روبهروست؛ جهانی که در آن ویدئو بعدی، بازی بعدی، محتوای آموزشی بعدی و حتی بخشی از پاسخ پرسشهایش را الگوریتمها انتخاب میکنند. به این ترتیب، تربیت کودک دیگر فقط به آنچه والدین میگویند و مدرسه آموزش میدهد محدود نمیشود؛ بخشی از این فرآیند در صفحهای اتفاق میافتد که پشت آن، سیستمهایی دائماً در حال تحلیل رفتار و پیشنهاد محتوای تازهاند.
کودکی که صفحه برایش انتخاب میکند
وقتی یک کودک تلفن همراه یا تبلت را در دست میگیرد، تصور رایج این است که او خودش انتخاب میکند چه چیزی ببیند. اما در بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال، انتخاب کودک تنها بخشی از ماجراست. الگوریتمها با بررسی رفتار کاربر، محتوای مشابه را پیشنهاد میکنند و به تدریج مسیر مواجهه او با محتوا را شکل میدهند.
یونیسف در گزارشهای جدید خود تأکید کرده است که هوش مصنوعی و الگوریتمهای پیشنهاددهنده همین حالا بر اینکه کودکان چه چیزی میبینند، چه چیزی یاد میگیرند و با چه کسانی ارتباط برقرار میکنند اثر گذاشتهاند.
در چنین شرایطی، یک پرسش جدی پیش روی خانواده قرار میگیرد: آیا کودک صرفاً در حال استفاده از فناوری است یا فناوری نیز در حال شکل دادن به کودک است؟
مسئله فقط چند ساعت استفاده از گوشی نیست
سالهاست یکی از توصیههای اصلی درباره کودکان، کاهش زمان استفاده از صفحه نمایش است. این توصیه همچنان اهمیت دارد، اما دنیای دیجیتال امروز مسئله پیچیدهتری را پیش روی خانواده قرار داده است.
دو کودک ممکن است هر دو روزانه دو ساعت با تلفن همراه خود کار کنند، اما تجربه دیجیتال آنها یکسان نباشد. یکی ممکن است محتوای آموزشی، داستان و برنامههای خلاقانه ببیند و دیگری ساعتها در چرخهای از ویدئوهای کوتاه و محتوای سرگرمکننده قرار بگیرد.
بنابراین پرسش خانواده نباید فقط این باشد که «بچه چند ساعت با گوشی بوده است؟» بلکه باید پرسید: «در این مدت چه چیزی دیده، چرا آن محتوا به او پیشنهاد شده و بعد از دیدن آن چه محتوایی مقابلش قرار گرفته است؟»
سازمان جهانی بهداشت نیز در سال ۲۰۲۶ تأکید کرده است که محیط دیجیتال بر شیوه یادگیری، بازی و ارتباط کودکان و نوجوانان اثر میگذارد و میتواند با خواب، بهزیستی عاطفی، توجه و روابط اجتماعی آنان مرتبط باشد.
الگوریتم چگونه سلیقه میسازد؟
کودک یک ویدئو را تماشا میکند؛ چند ثانیه بعد ویدئوی مشابهی پیشنهاد میشود. اگر آن را هم ببیند، محتوای مشابه بیشتری دریافت میکند. این روند ممکن است بارها تکرار شود.
در ظاهر، هر بار کودک تصمیم گرفته است روی یک محتوا کلیک کند؛ اما در پشت صحنه، محیطی که گزینههای بعدی را در برابر او قرار میدهد نیز در حال شکل گرفتن است.
همین مسئله درباره بازیها، شبکههای اجتماعی، موتورهای جستوجو و حتی ابزارهای هوش مصنوعی نیز مطرح است. یونیسف در پروژه «آمادهسازی کودکان برای جهان هوش مصنوعی» بر این نکته تأکید دارد که کودکان برای زندگی در چنین محیطی علاوه بر سواد دیجیتال، به تفکر انتقادی و درک نحوه کار فناوری نیاز دارند.
به بیان سادهتر، کودک باید به تدریج یاد بگیرد که هر چیزی که بیشتر دیده میشود، لزوماً مهمتر، درستتر یا مناسبتر نیست.
وقتی صفحه جای بخشی از گفتوگوی خانواده را میگیرد
یکی از تغییرات مهم در سبک زندگی جدید، این است که بخشی از پرسشهای کودکان دیگر مستقیماً از والدین پرسیده نمیشود.
کودک درباره یک موضوع کنجکاو میشود و سراغ جستوجو میرود. درباره مسئلهای که برایش جذاب است ویدئو میبیند. درباره یک نگرانی با یک ابزار هوش مصنوعی صحبت میکند یا برای حل تکلیف از یک سامانه هوشمند کمک میگیرد.
یونیسف در ژوئن ۲۰۲۶ اعلام کرد که بر اساس برآوردهای یک مطالعه در ۱۰ کشور، دستکم ۲۰ میلیون کودک از هوش مصنوعی استفاده کردهاند و حدود ۱۳ میلیون کودک از آن برای یادگیری و انجام تکالیف کمک گرفتهاند. همچنین حدود ۲ میلیون کودک گفتهاند برای موضوعاتی که موجب نگرانیشان میشود سراغ هوش مصنوعی میروند.
این آمار لزوماً به معنای جایگزینشدن خانواده یا معلم نیست؛ اما نشان میدهد یک بازیگر جدید وارد رابطه کودک با اطلاعات، آموزش و حتی پاسخ به پرسشهای شخصی او شده است.
والدین نباید با الگوریتم وارد رقابت شوند
راهحل را نمیتوان فقط در گرفتن گوشی از کودک جستوجو کرد. فناوری بخش جداییناپذیر زندگی امروز است و حتی میتواند فرصتهای آموزشی و ارتباطی مهمی برای کودکان ایجاد کند. سازمان جهانی بهداشت نیز بر همین دوگانگی تأکید کرده و معتقد است فناوریهای دیجیتال هم فرصت ایجاد میکنند و هم خطراتی به همراه دارند.
مسئله اصلی این است که کودک مصرفکننده منفعل فناوری باقی نماند.
والدین میتوانند درباره محتوایی که کودک میبیند با او گفتوگو کنند؛ از او بپرسند چرا یک ویدئو را دوست داشته، چه چیزی در آن برایش جالب بوده و آیا فکر میکند همه حرفهای مطرحشده در آن درست است یا نه.
این گفتوگوها شاید در ظاهر ساده باشند، اما به تدریج همان مهارتی را ایجاد میکنند که کودک در آینده بیش از همیشه به آن نیاز خواهد داشت: توانایی فکر کردن قبل از پذیرفتن.
مدرسه؛ از آموزش کار با فناوری تا آموزش فهم فناوری
ورود هوش مصنوعی و الگوریتمها به زندگی کودکان، نقش مدرسه را نیز تغییر میدهد. مدرسه دیگر تنها جایی نیست که باید نحوه استفاده از یک نرمافزار یا ابزار دیجیتال را آموزش دهد؛ بلکه باید به کودک کمک کند بفهمد این ابزارها چگونه بر انتخابها و اطلاعات او اثر میگذارند.
یونیسف در تازهترین گزارش خود درباره مهارتهای مورد نیاز کودکان در عصر هوش مصنوعی، بر سواد هوش مصنوعی، سواد دیجیتال، تفکر انتقادی، خلاقیت، ایمنی آنلاین و شناخت حقوق کودکان در محیط دیجیتال تأکید کرده است.
بنابراین آموزش فناوری برای کودک نباید فقط به این خلاصه شود که «چطور از یک ابزار استفاده کنیم؟» بلکه باید پرسش مهمتری را نیز مطرح کند: «چطور بفهمیم این ابزار چه اثری بر ما میگذارد؟»
تربیت در اتاق کودک، یک مهمان نامرئی دارد
الگوریتم نه پدر و مادر است، نه معلم و نه دوست کودک؛ اما میتواند در کنار همه آنها حضور داشته باشد. محتوایی که پیشنهاد میکند، اطلاعاتی که برجسته میکند و مسیری که کودک را به سمت محتوای بعدی میبرد، بخشی از تجربه روزمره او را شکل میدهد.
یونیسف در راهنمای خود درباره هوش مصنوعی و کودکان، بر موضوعاتی مانند ایمنی، حفظ حریم خصوصی، شفافیت، رفاه کودک و آمادهسازی او برای تحولات آینده فناوری تأکید کرده است.
از این منظر، مسئله خانواده ایرانی در برابر فناوری نه جنگیدن با آن است و نه رهاکردن کودک در برابر آن. مسئله اصلی، ساختن رابطهای آگاهانه میان کودک، خانواده و فناوری است.
کودک امروز ممکن است هنوز پشت میز مدرسه بنشیند، از والدینش سؤال بپرسد و با دوستانش بازی کند؛ اما همزمان جهانی دیگر نیز در جیب یا اتاقش حضور دارد؛ جهانی که بخشی از آن را انسانها و بخشی دیگر را الگوریتمها میسازند.
شاید مهمترین سؤال برای والدین دیگر این نباشد که «چطور گوشی را از بچه بگیریم؟»؛ بلکه این باشد که «چطور به بچه یاد بدهیم هر چیزی را که صفحه مقابلش گذاشت، انتخاب نکند؟»